بخش یک:
در خیابان قدم میزنم
گودالی عمیق پیش پای من است
در آن می افتم
از دست رفته ام... بیچاره ام!
تقصیر من نیست
یافتن برون رفت تا ابد طول میکشد!
بخش دو:
در همان خیابان قدم میزنم
گودالی عمیق پیش پای من است
وانمود میکنم که نمیبینمش
دوباره در آن می افتم
باورم نمیشود که در همان جای قبلی هستم
اما تقصیر من نیست
باز هم زمانی طول میکشد تا از آن در آیم.
بخش سه:
در همان خیابان قدم میزنم
گودالی عمیق پیش پای من است
میبینمش که آنجاست
باز هم در آن می افتم... عادت شده است!
چشمانم باز هستند
میدانم کجا هستم
تقصیر خودم است
بیدرنگ بیرون ما آیم!
بخش چهار:
در همان خیابان قدم میزنم
گودالی عمیق پیش پای من است
آن را دور میزنم
بخش پنج:
در خیابان دیگری قدم میزنم.
این نوشته خیلی قشنگ بیان میکنه که بعضی از عادت های اشتباه رو تا مدت ها برای خودمون توجیه میکنیم! آخرش هم بعد از هزار بار تو چاه و چاله افتادن، اون کار رو دیگه انجام نمیدیم!!
نویسنده: پرشیا نلسن
نام کتاب: گودالی در مسیر من است